مگر این اشخاص، مفاخر ایرانی نیستند؟

چند سالی است که برگزاری مراسم نوروز در بناهای باستانی یا آرامگاه شعرا و چهرههای ملی این سرزمین به یک رسم و رویهی معمول و البته جذاب تبدیل شده ، همین اشتیاق رو به فزونی که چنین مکانهایی را به پربازدیدترین نقطهی جغرافیای ایران زمین در ایام نوروز بدل کرده سبب واکنشهای نسجیده و بعضا لجوجانه از سوی منسوبین به حاکمیت شده است.
این مهم در حالی رخ میدهد که منطبق بر اساسنامهی سازمان میراث فرهنگی یکی از اهداف این ارگان معرفی و توسعهی چنین اماکنی تعریف شده است.توجه به میراث فرهنگی کشور از آنچنان اهمیتی برخورداراست که در قانون برنامه ششم توسعه و برابر بند ۱۴ جدول ۲ سند راهبردی توسعه گردشگری مصوب ۲۹/۴/۱۳۹۹ هیات دولت، معاونت حقوقی رئیس جمهور مکلف شده است تا با همکاری وزارت میراث فرهنگی، منشور حقوق گردشگران و ارایه کنندگان خدمات و جامعه محلی همراستا با منشور(کدهای) اخلاق گردشگری را تدوین کند و در این راستا پاییز ۱۳۹۹، پیش نویس منشوری با ۴۵ ماده تهیه و تدوین شد که در سه بخش مجزا به حقوق و تکالیف گردشگران و ارایه کنندگان خدمات و جامعه محلی پرداخته است و یا برابر بندهای «ز» و «ط» ماده ی ۸ قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب سال ۱۳۸۶، ترویج فرهنگ و مبانی اسلامی و صیانت از هویت ایرانی، اسلامی و حفاظت از میراث فرهنگی در زمره امور حاکمیتی و از جمله تکالیف دولت است. در همین راستا در مفاد منشور حقوق شهروندی ضمن پیش بینی برخورداری همه شهروندان از آثار و فواید توسعه فرهنگی و پیشرفتهای علمی، مشارکت در حیات فرهنگی و حمایت متوازن از جنبه های مختلف فرهنگ (ماده ۹۵) و همچنین ضمن شناسایی احترام به تنوع و تفاوت های فرهنگی مردم ایران به عنوان بخشی از میراث فرهنگی در چارچوب هویت ملی (ماده ۹۶) در ماده ۹۸ در مورد حق بر حفاظت از میراث فرهنگی اعلام می دارد :دولت مکلف به حفظ و حراست از میراث تمدنی و فرهنگی و حفظ آثار، بناها و یادبودهای تاریخی صرفنظر از تعلق آنها به گروههای مختلف فرهنگی است.
عدم توجه به الزامات قانونی و ضوابط حاکم بر صیانت از میراث فرهنگی و ارج نهادن به مفاخر ملی این سرزمین و رعایت حقوق شهروندی افراد ملت و برخوردهایی از این دست در حالی رخ میدهد که مهمترین اصل و قاعده در تحقق یک جامعهی آرمانی یا به عبارتی همان مدینهی فاضله در پذیرش قاعدهی حکومت قانون و اجرای این باور در شیوهی حکمرانی و رفتار شهروندان تعریف میشود.در چنین جامعهای شاکله و خط طراز نیک و قبح رفتار دولت و ملت قواعد تعریف شدهایست که در رکنی از ارکان حکومت و به نمایندگی از مردم تشریع و برای همگان لازمالاتباع است.عطف به چنین امری عبارت قانون برای همه تعریف شده ، لازمهی عملیاتی شدن این مهم آن است که جزء به جزء رفتار منسوبین به حکومت از صدر تا ذیل بر مدار این خط طراز طی شود ، در غیر اینصورت مَثَلِ سنگ روی سنگ بند نمیشود از هیبت مثل خارج شده به عینه در کف جامعه ظهور و بروز میکند.معالاسف برخی اشخاص بدون توجه به شرح وظایف و صلاحیت تعریف شده برای جایگاه حاکمیتی خویش تریبون و رسانههای حکومت را فرصتی برای بیان سلایق شخصی خویش یا تسویه حسابهای جناحی پنداشته و بدون توجه به تالی فساد آنچه به زبان جاری میکنند ،نسجیده و بیپروا به ارزش های ملی _فرهنگی کشور توهین میکنند.
در این بین آنچه قابل تامل و نیاز به بررسی دارد بهانهای است که ناقضان قانون به آن استناد میکنند ؛ مذهب و تاسی به احکام شرعی !چنین بهانهای در حالی مطرح میشود که بنا بر اصول قانون اساسی و ضوابط تعریف شده برای انشاء قانون در ساختار حکمرانی ایران شرط انشاء هر مصوبهای انطباق آن با شرع است.
اهمیت صیانت و تکریم آثار ملی_میهنی و پاسداشت مفاخر این سرزمین از آنچنان اهمیتی برخورداراست که نیازی به انشاء قانون و الزام حکمی بر این امر نیست ،گواه این ادعا استقبال و رویکردی است که مردم نسبت به چنین آثار و شخصیت هایی به بهانههای متنوعی از قبیل نوروز یا سایر مراسم آیینی_ملی ایران زمین اتخاذ میکنند.
نگاهی گذرا به آمار بازدیدکنندگان از تخت جمشید ،حافظیه، آرامگاه حکیم طوس ،خیام ،پاسارگاد و…مبین ارزش و جایگاه چنین مکانهایی نزد مردم ایران است ،عطف به چنین امری بیان برخی مطالب علیه چنین موقعیتهایی از تریبونهای وابسته به حکومت مردم را درگیر این مسئله میکند که مگر این اشخاص ایرانی نیستند؟چطور ممکن است یک ایرانی اصیل نسبت به مفاخر سرزمینش چنین دیدگاهی داشته باشد؟!
وقوع چنین امری حداقل تاوانی است که مخالفت با خواست و نظر مردم منشاء آن تلقی میشود اما تاوان سنگین تر و قابل اهمیت چنین مخالفتهایی آنجاست که برخی حضرات به بهانهی مذهب بر میراث ملی و فرهنگی ایران زمین میتازند و اتخاذ چنین مواضعی تالی فساد بیشتری خواهد داشت یکی دور کردن مردم از مذهب و تاوان و بازتاب دیگر آن در بُعد بینالمللی است تا سایر کشورها مفاخر بزرگ ادبیات این سرزمین مانند مولوی ،رودکی و... را به خود منتسب کنند و یا برخی بازیهای ملی_میهنی یا رویدادهای باستانی این مُلک را در یونسکو به نام خویش ثبت کنند.
وکیل دادگستری-شیراز
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "مگر این اشخاص، مفاخر ایرانی نیستند؟" هستید؟ با کلیک بر روی عمومی، ممکن است در این موضوع، مطالب مرتبط دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "مگر این اشخاص، مفاخر ایرانی نیستند؟"، کلیک کنید.